ساعت: ۱۱:۴۳ منتشر شده در مورخ: ۱۳۹۳/۱۰/۱۵ شناسه خبر: 3496

اگر انسان از آنچه باید در نفس(فطرت) خودش ایجاد کند فاصله بگیرد و فقط به بازدارنده های بیرونی(مأمورین نیروی انتظامی و …) تکیه کند ، بازدارنده های بیرونی به تنهایی نمی تواند اثر بگذارد و اگر اثر بگذارد اثرش موقتی است.

به گزارش“اقطاع”، نیاز به امنیت نیاز فطری است و همه انسانها چه خوب و چه بد آن را برای خود می پسندند و جامعه در سایه امنیت است که رشد می کند و به اصلاح به سمت مطلوب یعنی مدینه فاضله حرکت می کند. اما همیشه افراد یا عواملی هستند که مختل نظم و در نتیجه ناامنی اجتماع می شوند که در این خصوص نقش خانواده، مدرسه و رسانه در پیشگیری از این ناهنجاریها، در گفتگو با سید مهدی حسینی پور، قاضی شعبه ۱۰۱ جزایی شهرستان بافت بررسی شده که در ادامه آمده است.

DSC07599

به نظر شما ریشه بسیاری از جرائم و ناهنجاریهایی که در جامعه شکل می گیرد چیست؟

 

یک نگاه کلی که امروز در جامعه وجود دارد این است که بشر به قطعه ای ماشین تبدیل شده است و تا وقتی که جامعه به سود و تولید بیشتر به عنوان یک هدف عالی نگاه می کند قاعدتا نمی توان از انسان چیزی جز این رفتار انتظار داشت.

این تفکر(تولید و سود بیشتر) جوانه ی متلاشی کردن انسان را در خود دارد، زیرا هدف اصلی از خلقت همه موجودات و در رأس آن انسان فرامش شده و بشر به یک مکانیک برای سود و تولید بیشتر تبدیل شده است. این رویه مصداق این روایت ائمه(ع) است که دنیا و آخرت را به دو قطب مشرق و مغرب تقسیم می کنند و می گویند هر چه به مشرق نزدیک تر شوید از مغرب فاصله می گیرید و بالعکس. الان هم اینگونه است ما هرچه به هدف سود و تولید بیشتر نزدیک شویم از معنویات فاصله می گیریم.

مرحوم علامه طباطبایی، معضلات اجتماعی و نابسامانیها در غرب را ریشه در طرز تلقی خاص فرهنگ نسبت به خانواده می داند.

یعنی اینکه ما چگونه در خصوص خانواده فکر کنیم، تصور و تفکر ما از تشکیل خانواده چه چیزی است. تمام این معضلات به تعبیر این فیلسوف، ریشه در طرز تفکر به خانواده دارد، که ریشه نابسامانیها، هنجارشکنیها را به خانواده ارجاع می دهد.

در برهه ای از زمان هنجارها بیشتر رعایت می شد اما الان روند افولی را در هنجارها مشاهده می کنیم.

وقتی مجموع آنچه که با آن سروکار داریم چه تئوری چه عملی و چه مطالعات بررسی می کنیم به دو دلیل در خصوص افول هنجار ها می رسیم:

اول، افزایش احساس امنیت است، یعنی وقتی احساس امنیت در جامعه بالا رفت، نیازش به هنجارهای مطلق( بازدانده درونی) کم می شود، مثلا بچه وقتی راه می افتد و فعالیتش بیشتر می شود، اگر خانواده حساسیتش بالا باشد و تمام رفتار کودک را کنترل کند و او رها نکند این بچه احساس نیازش به هنجار مطلق(بازدارنده درونی) کم می شود مثلا اگر بخوهد از روی صندلی پایین بیاد اگر بداند کسی کنارش نیست دستش را به اهرمی می گیرد و با احتیاط پایین می آید ولی اگر بداند کسی مراقبش است چون احساس امنیت می کند خودش را رها می کند چون می داند کسی او را خواهد گرفت. وقتی به جامعه نگاه می کنیم این مسائل نمود خارجی پیدا می کند.

 

عامل دوم پیشرفت تکنولوژی، علمی و کاری است، که رفته رفته تمام مدیران به این نتیجه رسیده اند که باید نهاد نظارتی تقویت شود . هرجا که نیروی انسانی نتواند نظارت کند از تکنولوژی مثل دوربین های مدار بسته، دستگاههای ثبت ساعات کاری برای کارمندان و هر جا که اینها جواب نداد از دستگاه ثبت اثر انگشت استفاده کرده اند و خیلی از موارد از این قبیل.

اما باید توجه داشت که تمام این عوامل بیرونی، صیانت ظاهری را تامین می کنند و در مقابل، هنجارهای مطلق(بازدارنده درونی) را کمرنگ می کنند و تبعیت از فطرت و اهمیت به خدایی که شالوده ی زندگی انسانهاست از بین می رود. مثلا من تقلب نمی کنم چون دوربین رفتار مرا ضبط می کند و من را اخراج می کنند نه اینکه این کار را خداوند حرام دانسته است. با این برنامه ها رفته رفته هنجارهای مطلق درونی به دست فراموشی سپرده می شوند. و هر جا که تکنولوزی (مثلا دروبین مدار بسته) نباشد قاعدتا وقوع جرم و خلاف خیلی راحت تر شکل می گیرد.

اسلام زمانی در شبه جزیره عربستان ظهور کرد، تأکید بر کنترل کننده های درونی داشت ، یعنی اینکه فرد باید به بلوغ فکری، عقیدتی برسد تا بداند که کار خلاف مواخذه دارد . در جایی دیگر امام(ره) می فرمایند که بالای ۷۰% روایات ما ناظر بر احکام اجتماعی است و کمتر از ۳۰% مربوط به احکام فردی است که اهمیت این مسئله را نشان می دهد.

 

به طور کلی ما در خصوص پیشگیری، ریشه یابی و آسیبشناسی نسبت به علل ارتکاب جرائم به این نتیجه می رسیمکه: اگر انسان از آنچه باید در نفس(فطرت) خودش ایجاد کند فاصله بگیرد و فقط به بازدارنده های بیرونی( مأمورین نیروی انتظامی و …) تکیه کند ، بازدارنده های بیرونی به تنهایی نمی تواند اثر بگذارد و اگر اثر بگذارد اثرش موقتی است.

 

DSC07600

 

نقش خانواده در پیشگیری از ناهنجاریها چیست؟

 

نقش خانواده یکی از اساسی ترین نقشهای این برنامه است چراکه خانواده ملجأ ، مأمن و پناهگاه هر فردی است . زمانی هنجارهای اجتماعی اثر می گذارد که خانواده دارای کارکردهای حیاتی باشد یعنی شکل گیری شخصیت اولیه فردی که، می خواهد وارد اجتماع شود. اگر در خانواده درستی این شخصیت شکل گیرد وقتی وارد اجتماع می شود هنجارها اثر گذار می شود در غیر اینصورت اثرگذاری هنجارها کم است.

آنچه امروز مشاهده می کنیم این است که برای تمام جوامع جهان سوم امنیت مهم است و همه بر صیانت از افراد جامعه همت دارند.

ماده ۱۱۹ قانون برنامه چهارم توسعه اشاره دارد که ” دولت موظف است به منظور ارتقاء امنیت عمومی و انضباط اجتماعی اقدامات لازم را برای تحقق امور ذیل به عمل آورد …. این ماده تکلیفی بر عهده دولت گذاشته است که هدف آن ارتقا امنیت اجتماع است. در این ماده دو اقدام لازم را برای تحقق این هدف نام می برد، اول آموزش عمومی و ترویج فرهنگ قانونمداری، نظم مداری و زیست سالم.

وقتی چیزی در قالب قانون آورده می شود مشخص است که ساعتها مطالعه کار انجام شده تا به این نتیجه رسیده است و شده قانون.

اقدام لازم دیگر که در این ماده آمده، تهیه ساز و کار لازم جهت توسعه و مشارکت مردمی برای تامین نظم و امنیت عمومی است. یعنی ما و امثال ما هم باید در این ارتقاء نقش داشته باشیم. اما چگونه؟ باید به شخصیت فرد برگشت کنیم که ایا این فرد شخصیتی دارد که کمک حال باشد یا خیر که این نیز به نواع خانواده فرد نیز مرتبط است.

متاسفانه برخی مسائل در جامعه است که تبدیل به درد شده است . شما اگر به گذشته نگاه کنید طلاق و فرزند طلاق جایگاهی نداشت اما الان کاملا فرق کرده. من منکر فعالیت مثبت برخی نهادها نیستم اما به عنوان فردی که دولت نقشی برای ارتقاء امنیت جامعه برای او قائل شده می گویم که برخی از این نهادها باعث شده ما حاشیه امنی پیدا کنیم ، به این صورت که در گذشته ترس از بی سرپناه شدن فرزندان مانع طلاق یا حداقل بالا رفتن تحمل والدین در برخی مشکلات جزئی می شد، اما امروزه با وجود مراکزی چون بهزیستی وقتی از والدین در مورد سرنوشت فرزنداشتان می پرسی به راحتی می گویند مشکلی نیست بهزیستی بهتر از ما به او رسیدگی می کند و خیلی راحت طلاق می گیرند. متاسفانه برخی قوانین ما به جای درمان درد هستند.

یکی از افراد غربی به نام منتسکیو ریشه جرائم در غرب را میزان کاهش اهمیت به خدا می داند و اینکه فطرت انسان ذاتا با جرائم مخالف است.

می گوید جامعه از دو طریق به فساد کشیده می شود: اول قوانینی که توسط مردم رعایت نمی شوند که این درد قابل درمان است و دوم، قوانین که مردم را به فساد و گمراهی می کشاند که این درد چاره ای ندارد چون دردی است که از درمان ناشی می شود.

قوه مقننه، قوه قضائیه و قوه مجریه به شدت باید در این خصوص مواظب باشند که خود قانون مردم را به فساد نکشاند . فلسفه خیلی از قوانین ما اعلام می شود ولی وقتی در جامعه با آن مواجه می شویم هدف دیگری دارد. همان هدف تبدیل شدن انسان به ماشین و سود و تولید بیشتر را هدف عالی قرار دادن.

 

برای مثال پلیس راهور اعلام می کند که بسیاری از جرائم به علت بازدارندگی است . آدم کارشناس هم نباشد می فهمد که تشدید به تنهایی باعث بازدارندگی نیست. چون فرد خییلی راحت خلاف می کند و جرمه را هم راحت می پردازد.

زمانی میزان جریمه کم بود ، و فرد خلافکار این هزینه را به عنوان جریمه می پرداخت و می دانست که این مجاات کار خلاف اوست. اما وقتی جریمه به ۱۰۰ هزار تومان می رسد، فرد به پرداخت ۵۰ هزار تومان(رشوه) راضی تر است تا پرداخت ۱۰۰ هزار تومان. و این می شود که جامعه به فساد کشیده می شود.

 

مثال دیگر اینکه هدف دستگاه قضایی این است که عدالت را برقرار کند و ظالم را سر جای خودش بنشاند اما با چنین اهدافی دارد گره می خورد و قانون رفته رفته می پذیرد که برای تولید و سود بیشتر و درآمد بیشتر بعضی مجازاتها را عوض کند که نوعا این مجازاتها جنبه مالی دارد.

DSC07601

 

نقش مدارس در پیشگیری از ناهنجاریهای و شکل گیری خود مراقبتی چیست؟

 

در ماده ۱۱۹ قانون برنامه چهارم توسعه که بحث آموزش عمومی را مطرح کرده، از این بابت است، نسلی که رو به رشد است با متغیرهای هویتی و فرهنگی مواجه می شود، یعنی هر فردی که وارد اجتماع می شود با اجتماع حرکت می کند . آن هم اجتماعی که در حال تحول فرهنگی و هویتی است.

وقتی فرد قرار است از محیط امن خانواده جدا شود و وارد فضایی برای فراگیری علوم و باسواد شدن ، قاعدتا با این متغییر ها مواجه می شود که باید آمادگی لازم برای مواجه شدن با این متغییرها را داشته باشد چون اگر نداشته باشد جذب و حضم می شود در نتیجه مجرم می شود.

لذا نظام آموزشی باید طوری برنامه ریزی کند که: نسل آینده با انگیزی صحیح و بر اساس استعداد و علاقه های صحیح پرورش یابد. نسل آینده باید این سه شاخصه متغییرها را درک کند و گامهای موفقیت را طی کند .

DSC07604

نقش رسانه در پیشگیری از ناهنجاریهای اجتماعی چیست؟

در بحث پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه وقت، زمان هاشمی شاهرودی، ستادی تشکیل داده شد که منشأ آن اقدام دادگستری خوزستان بود ، وقتی به دستورالعملها و و سازوکارهای این ستاد مراجعه می کنیم در تمام بحثهای پژوهشی خود ۲۰ مورد اولیویت بندی کردند که اولویت اول آن شناسایی فرصتها و تهدیدات در مقابله با فضای تبادل اطلاعات و فناوری نوین ارتباطی و چگونگی استفاده بهینه از آن در راستای پیشگیری از جرم است.

تمام کارهایی که برای ریشه یابی جرم انجام گرفته در نهایت به یک چیز ختم می شود که خودش تازه اول راه است یعنی اطلاعات و فناوری

در گذشته کانالهای تلویزین یک یا دو تا بود آن هم در ساعات خاصی برنامه پخش می کرد که تمام برنامه آموزشی، سرگرمی و … در آن گنجانده می شد و افراد در خارج از این ساعات امکان دسترسی به این برنامه ها را نداشتند. و با همان هنجارهای مطلق( بازدارنده های درونی خود) سعی می کردند با خانواده، مدرسه و جامعه خود رفتار کنند. رفته رفته کانالهای زیاد شد تا امروز که شخص نیازی به روشن کردن تلویزیون ندارد و حتی در بستر خود با یک امکانات جزءی تکنولوژی به شبکه مجازی متصل می شود و به راحتی قابلیت دسترسی به به همه آنچه که در عالم تبادل می شود را دارد.

اینجا پیشگیری فرهنگی اجتماعی به عنوان اولویت مطرح می شود که همان شناسایی تهدیدات و فرصتها می باشد اما چگونه؟ اگر در خانواده سیر شکل گیری شخصیت صحیح انجام گرفت و در مدرسه هم شخص متغیرهای فرهنگی هویتی را به درستی درک کند یعنی دو نهاد خانواده و مدرسه وظیفه خود را به درستی انجام دهند شناسایی تهیدات و فرصتها بهتر انجام می گیرد. اما اگر این دو مرحله انجام نگیرد مرحله شناسایی به درستی انجام نمی گرد در نتیجه به نابسامانیها و هنجارشکنیها و در نهایت جرم ختم می شود.

 

این ستاد به آموزش تاکید دارد و می گوید باید از ظرفیت مشاورین مدارس برای شناسایی اختلالات روانی استفاده شود. ماده ۱۴۹ قانون مجازات اسلامی هم می گوید شخصی که دچار اختلالات روانی باشد مسئولیت کیفری ندارد . اما وقتی قانون را پیاده می کنیم همین قانون موجبات فساد را فراهم می کند و افراد سالم برای گریز از قانون خود را فردی دارای اختلالات روانی معرفی می کنند.اینجام هم ممکن است قانون خود موجبات فساد را فراهم کند. اینجاست که اهمیت خودمراقبتی بیشتر مشخص می شود.

اقدامات آگاهانه و آموخته شده و هدفدار در بحث خود مراقبتی حائز اهمیت است.

اما اگر این موراد رعایت نشود و خود مراقبتی شکل نگیرد فرد مرتکب خلاف شده و قانون مجازاتی را برای او تعیین می کند که مقطعی و زود گذر است مثلا اگر زندان برود از نظر فیزیکی محصور می شود و تا زمانی که در زندان است جامعه در امان است ولی بعد از زندان دوباره به با توجه به زمینه قبلی اش سراغ خلاف می رود.

در واقع این مجازاتها جنبه بازدارندگی موقت دارند و تا زمانی که زمینه خلاف در فرد وجود دارد فرد همچنان خلاف می کند چون بازداندگی درونی توسط خانواده ، مدرسه و … پرورانده نشده است.

 

شما چه راهکاری برای حل موانع خودمراقبتی دارید؟

  • به نظر من اجبار و کنترل کننده بیرونی تاثیر چشمگیری ندارد و باید عوامل درونی انسان فعال شود. انسان باید بر فطرت خود باقی بماند ، آنچه باعث می شود فطرت انسان رو به خاموشی رود تشدید بازدارنده های بیرونی به جای پروراندن بازدارنده های درونی است.

اگر افراد جامعه ای خودسازی و تزکیه داشته باشند و مصونیت درونی شکل گیرد قطعا جامعه نیز مصون داشته می شود.

  • تقویت نهادهای فرهنگی که مردم انها را قبول داشته و تاثیر گذار باشند .

نیروهای نظامی و انتظامی، کسانی که پرچمداران ایجاد امنیت بیرونی در جامعه هستند باید از باب خودسازی و نوع برخورد و مواجه شدن با افراد آماده شده باشند. که در این خصوص به ماموران نیروی انتظامی توصیه می کنم که آموخته های علمی خود را افزایش دهند . صرف برگزاری چند کلاس آموزشی نمی تواند هدف مطلوب را تامین کند . جامعه ما نیاز به آموزش و هزینه در این بخش دارد. البته با این تاکید که به دنبال بازده زودگذر نباشیم.

امروز آفتی که دامنگیر کشورهای جهان سوم که داعیه جمهوری اسلامی دارند شده این است که به دنبال طرح های زود بازده هستیم اگر سالی از طرف مقام معظم رهبری(مدظله العالی) به نامی نامگذاری می شود ، همه تلاشها به سمتی می رود که دنبال طرحی باشند که در همان یک سال جواب دهد و تمام شود در حالی که این نامگذاریها به عنوان مبنا اعلام می شود و مختص همان یک سال نیست و باید به پرورش نیروهایی با استعدا و هدفدار و مدت دار پرداخت .

چون اگر جامعه از صیانت اجتماعی فرهنگی نسبی کم برخوردار باشد بسیار بهتر از بازدانده های صرفا به اجبار است.

خداوند متعال می فرماید از تزکیه شروع کنید به دنبال آن فراگیری علم انجام دهید. در روایات نیز آمده است که مردم دشمن آنچه نمی دانند هستند ، در واقع اگر سطح دانایی مردم در برخورد با متغییرهای فرهنگی و اجتماعی بالا رود، فرد برخورد مثبتی خواهد داشت.

 

انتهای پیام/

 

 

لینک کوتاه:
نظرات
هنوز نظری برای این مطلب ارسال نشده